ذِهنک ツ

❞ قلب نا آرامی می‎کند تا اینکه به ایمان گره خورَد ❝

۳ مطلب در اسفند ۱۳۹۳ ثبت شده است

هر جا هستی، نمرت 20 باشه !

این پست رو بخونید : " ملاک قضاوت چیست؟ "

الان تمام جوابمو توی این کلیپ گرفتم!

 

ادامه مطلب...
۲۹ اسفند ۹۳ ، ۱۹:۰۸ ۰ نظر
جمعه, ۲۹ اسفند ۱۳۹۳، ۰۶:۴۴ ب.ظ
لحظات پرواز

لحظات پرواز

تصور کنید که یکروز عصر جمعه که چندین ساعت قبلش کمی باران زده و الان ابرها می روند که کم کم از هم جدا شوند و جای دیگه ای همدیگرو ببینند، در حالی که در انتهای یک تپه سبز، به آسمان و تلالو نور سرخ رنگ خورشید که از میان ابرهای پاره پاره شده سعی بر تماشای زمین دارند... خیره به این زیبایی شده اید، ناگهان حس کنید که می توانید پرواز کنید... و پرواز کنید، برای مدت کوتاهی، شاید تا غروب آخرین تلالو آفتاب.
فکر می کنید که بعد از این تجربه چجور آدمی  باشید، وقتی که فرود می آیید و می دونید که دیگه نمی تونید دوباره پرواز کنید، آیا همون آدم قبلی خواهید بود با رویاهایی که فقط روی زمین پهن شده اند و می خزند یا رویای مثلا دو بال!
فکر می کنید چطور می تونید همون آدم چند ساعت پیش باشید، همون آدمی که به چسبیدن پاهاش در زمین عادت داشت در حالی که شما لذت باز کردن دستهاتون رو میان ابرها و نشستن شبنم خنک بر صورتتون رو چشیده اید.
نه، هرگز.
عاشق لحظاتی هستم که باعث می شوند که هرگز همون آدم یک عمر پیش نباشی.

ادامه مطلب...
۲۹ اسفند ۹۳ ، ۱۸:۴۴ ۰ نظر
جمعه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۳، ۰۱:۵۴ ب.ظ
کوله پشتی من برای سال 94

کوله پشتی من برای سال 94

پارسال همین موقع ها مطلبی رو با عنوان "کوله پشتی من برای سال 93" تهیه کردم که هر چند در وهله اول خواست خودم برای به تحریر آوردن چنین نوشته ای بود اما بازی وبلاگی امیر مهرانی کمک بسیاری برای شکل گیری استخوان بندی مطلبی که توی ذهنم بود کرد.

امسال هم مثل گذشته قصد دارم در این بازی وبلاگی شرکت کنم با این تفاوت که می خوام عمیقتر و مفصل تر به مساله نگاه کنم، در واقع در طول نوشتنم در این وبلاگ به این نتیجه رسیدم که کلی نوشتن هیج فایده ای نداره و هیچ وقت نمی تونه اون حس واقعی خودت و تفکری رو که واقعا در اون زمان و مکان داشتی رو برات در کلماتی که کلی به بیان رسوندی، رو برسونه! و از اونجایی که حس می کنم الان در جوانی باید این کوله بار رو برای ادامه زندگیم بردارم و هر چی که به جلوتر میری، هم انرژیت برای پر کردن کوله و هم زمان و فرصتت کمتر میشه، پس میخوام اینبار کوله ام رو پر تر کنم.

فرض کنید که یک کوله پشتی دارید که قرار است با خودتان به سال ۹۴ ببرید. داخل این کوله پشتی چه تجربه‌ یا تجربیاتی از سال ۹۳ می‌گذارید؟ این تجربیات می‌توانند بزرگترین و بهترین درس‌هایی باشند که در سال ۹۳ و در جریان زندگی بدست آورده‌اید.

در این سال بیشترین انرژی و زمان من صرف کار در یک شرکت و حرفه ی تخصصی خودم شد. انتخابی که اول امسال با توجه به یافته هام در سال گذشته، کردم و غلبه به ترسم برای بریدن از کنج راحتی خودم، و ورود به یک محیط جدی کار و بین افرادی که نمی شناختمشون بود.

اولش فکر می کردم فقط همینه و من دیگه موفق شدم و تمام شد اما متوجه شدم که دنیا در حال یک کنش و واکنش لحظه ای با زندگی و انتخاب های ماست و به محض غلبه بر ترس شماره یک، زندگی بدون لحظه ای درنگ امتحان بعدی رو سر راهت قرار میدهد که خیلی وقتها خیلی از ماها با زیرکی از زیر اونها در میریم، در واقع من تمامی این ها رو از طرف خداوند برای شکوفایی خودمون می دونم اما ما آدم ها متوجه این قضیه نیستیم که تمامی اتفاق هایی که برامون میافته قراره به نحوی چیزی رو به ما یاد بده، و بالقوه پتانسیل رشد ما در تمام اونها چه خوب و چه بد وجود داره.

ولی این برداشت های ماست که این امکان رو از ما میگیره که بتونیم اون پتانسیل نهفته رو ، اون پیغام خدا در پشت تمام اون حوادث رو ببینیم و بفهمیم که خداوند می خواهد که ما شکوفا شویم و با توجه به شناختی که خودش از ما دارد، این امتحانات را برای ما قرار داده تا در هر کدام بتوانیم  بخشی از خودمان، یا خودش را پیدا کنیم.

برای سال 94 می خوام که آماده باشم برای هر شرایطی که ممکنه برام ناخوشایند یا خیلی ناخوشایند باشه چون اساسا رشد در شدائد رخ میده. می خوام اونها رو به عنوان بخشی از زندگیم قبول کنم و سعی کنم باهاشون بسازم و اینقدر انرژیم رو صرف فرار از اونها نکنم.

برای سال 94 می خوام در تعامل با افراد و درگیر شدن با رابطه ها، شهامت و قاطعیت بیشتری به خرج بدم، می خوام یه جاهایی به بعضی ها هر چند به کمکم نیاز دارند، کمک نکنم... چون متوجه شدم که همیشه کمک کردن به افراد خوب نیست، گاهی باید بهشون کمک نکرد تا متوجه خطاهاشون بشوند و تو هم باید آماده مشاهده خرد شدنشون باشی، چون کمک نکردن بهترین کاری بوده که می تونستی درحقشون انجام بدی چه بسا اگر بهشون کمک می کردی ممکن بود هم به خودت آسیب بزنی و هم به نوعی به طرف مقابل خیانت کرده باشی و زمینه سقوط بیشتر فرد رو در آینده فراهم کرده باشی. گاهی بعضی ها خودشون باعث سقوط خودشون شدن و گرفتن دستشون فقط باعث میشه تو رو هم عمدا پایین بکشند.

برای سال 94 می خوام که در رفتار و گفتارم، مخصوصا در حوزی روابط کاری، صریح، قاطع و با شهامت عمل کنم و اجازه ندم که صمیمیت جلوی مطالبه خواسته ها و اهدافم رو بگیره، چیزی که امسال واقعا باهاش درگیر بودم و چشیدم که اگر هدفی داری باید واسش بجنگی و گاهی برای رسیدن بهش باید از سد اهداف دیگران بگذری، و دیگران گاهی با صمیمیت، گاهی با خشونت، گاهی با فریب سعی می کنند تو رو در مسیر اهداف خودشون به کار بگیرند و این به خودم برمی گرده که اجازه ندم اهدافم در پس تمام اون جوهای صمیمی، خشن، و ... فراموشم بشه. نمی خوام اینقدر به احساس دیگران اهمیت بدم و اینکه همش به فکر این باشم که کسی ازم ناراحت نباشه، باید بر حس ناراحتی از ناراحت کردن دیگران غلبه کنم چون بعضی ها فقط وقتی راحت هستند که تو ناراحت باشی!

برای سال 94 می خوام اهدافم رو همیشه جلوی چشمم نگه دارم، در این چند سال متوجه شدم که اولش که به سمت چیزی حرکت می کنی دقیقا می دونی چی می خواهی، اما کم کم تسلیم جو میشی، کم کم به وضع موجود عادت می کنی و فراموش می کنی که یه زمانی وضعیت موجود که درش قرار داری جزو خط قرمز هات بود. و همه اینها زمانی رخ میده که اجازه میدی جو بهت غلبه کنه. گاهی تسلیم خنده ها و صمیمت میشی و فراموش می کنی که باید با قاطعیت حقت رو طلب کنی؛ گاهی مغلوب جو کینه و نفرت میشی و فراموش می کنی که باید صبر کنی و زود قضاوت نکنی.

برای سال 94 می خوام سعی کنم خودم رو در شرایط متفاوت تری قرار بدم؛ به عنوان مثال جودو رو شروع کردم که برای من یعنی قرار گرفتن در شرایطی متفاوت که قطعا باعث میشه پی به نقاطی از خودم ببرم که در غیر از این شرایط امکان کشفشون ممکن نبود، می خوام در کار به حوزه هایی که قبلا از ورود بهشون ترس داشتم ورود پیدا کنم و قدم های بزرگتر و جاه طلبانه تری بردارم. به قول مدیرم که میگه "اولش ممکنه سخت و ترسناک به نظر برسه اما وقتی که واردش میشی با چیزهای خیلی زیبایی هم مواجه میشی."

 برای چابکی در زندگی باید سبک حرکت کرد. بنابراین کوله‌پشتی سنگین قدرت حرکت ما را کم می‌کند. اگر قرار باشد چیزهایی را هم از کوله‌پشتی خود خارج کنید آنها چه خواهند بود؟ در واقع چه نکاتی هست که فکر می‌کنید در زندگی باید از آنها بگذرید و عبور کنید تا سبک‌تر حرکت کنید؟

گذشته! همین.

برای این‌که در سال جدید انسانی توانمندتر باشید فکر می‌کنید چه ویژگی‌هایی باید در شما تقویت شود؟

شهامت و جاه طلبی؛ قاطعیت در پیگیری اهداف؛ بی تفاوتی نسبی به افرادی که لیاقتش رو دارند (هر چند فریاد کمک خواهیشون گوشهات رو کر کنه!)؛ غرور و ایمان! ... گفتن "نه".

نوشتن؛ امسال می خوام هر طور شده وقت بیشتری رو برای مطالعه و نوشتن اختصاص بدم و برای از دست ندادن این وقت هم بجنگم. نمی خوام حسرت چیزهایی که دوست داشتم توی 24 سالگی بخونم و نخوندم رو در 60 سالگی داشته باشم.

رابطه با افراد؛ از آنجایی که آدم خجالتی و به اصطلاح کم زبانی هستم، در حوزه کاری هم این قضیه باعث شده که هیچ وقت نتونم خودم رو به درستی ارائه بدم، باید این توانایی شکل دادن رابطه با دیگران و شبکه سازی رو در خودم بوجود بیارم.

مطمئنا چیزهایی بیشتری هست که ممکنه اگر بیشتر بهشون فکر کنم، بهشون برسم اما این سال از زندگی من، برای من اینها رو به شکل پر رنگتری داشت و لباس تحریر به تن این نوشته کردم تا یادم باشه که یک کوله پشتی دارم، که یه چیزهایی توش دارم که ممکنه یه جایی نیازم بشه.

 

ادامه مطلب...
۲۲ اسفند ۹۳ ، ۱۳:۵۴ ۱ نظر